مجموعه: مطالب طنز و خنده دار

 

پَ نه پَ -1 (طنز)

 

زنگ زدیم 110 میگم آقا اینجا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید، یارو میپرسه میخوایید ازش شکایت کنید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یجایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب

 

بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره … میگه اِ اِ اِ همین یه نخه ؟

پَ نه پَ این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن !

 

دوستم میگه امروز چندمه ؟

میگم یکم

میگه یکم مرداد ؟

پَ نه پَ امروز یکمه فروردینه … عیدت مبارک عمو جون یه بوس بده

 

مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن ، آرايششم که شبيه جن و پری شده … حالا بماند که موهاش قرمزه !

ميگه به نظرت برم بيرون گشت ارشادم بهم گير ميده ؟!

پَ نه پَ ميبرنت صدا و سيما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی

 

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟

پَ نه پَ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه ….

دارم به خواهر زادم دیکته میگم … رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!

پَ نه پَ بقیشو رو فرش بنویس !

تو پارک داشتیم بریک دنس می کردیم یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه دارید میرقصید؟گفتم:پـَـَـ نــه پـَـَـــ شربت خاکشیر خوردیم می خوایم ته نشین نشه…

 

به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم..

 

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟ میگم : پ نه پ اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم

 

میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟ میگم پ ن پ لرم آپگرید شدم

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛
میگه آقاجون میخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس راننده میگه:می خوای سوار شی؟میگم پَـــ نَ پَـــ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم
خوردم زمین اومده میگه زمین خوردی؟میگم پَـــ نَ پَــــ دارم تمارض میکنم واسه تیممون پنالتی بگیرم

همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ می گه می خوای غذا درست کنی؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره

شمع های ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه…میپرسه عوضشون کنم؟؟
پـه نــه پـَـَــه
فوتشون کن تا صد سال زنده باشی

 

بهش میگم با من ازدواج میکنی؟میگه بهم داری پیشنهاد میدی؟ پَـــ نَ پَـــ می خوام غیر مستقیم حالیت کنم مامانت تصادف کرده بری بیمارستان

 

به دوستم میگم دارم میرم عينك بگیرم. میگه دودی دیگه ؟ میگم پَـــ نَ پَـــ سوخاری

زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده … یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟
پَـــ نَ پَـــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !

دندونم بد جوری درد میکرد … دستمو گذاشته بودم رو صورتم …
دوستم دید منو پرسید دندونت درد میکنه؟
پَ نه پَ دارم اذان میگم گذاشتمش رو میوت ،

اومدیم خونه به خواهرم میگم چراغو بزن…میگه یعنی روشن کنم پ ن پ دعواش کن

دستشویی داشتم, رفتم دیدم دوستم تو دستشوییه….. در زدم, میگه چیه دستشویی داری؟ میگم پَ ن پَ اومدم واست سند بذارم بیارمت بیرون

 

یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه : حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟ میگن : پ نه پ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی !!!

 

معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ ساکسیفونه روش پوست کشیدم .میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ اون زورش زیاد تره اون منو میزنه میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پَــ نَ پَـــ من تنبک میزنم شمام برقص با هم پول در بیاریم. بعدش بابام اومده میگه اِ حاااامد ایشون معلمتونه؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ایشون دوست دخترمه به خاطره گرونی پول نداره ریشاشو بزنه

 

دوستم زنگ زده میگه چکار میکنی ؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه . میگه مگه خرابه ؟ پَــــ نَ پـَــــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش
·

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم. رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟
پَ نه پَ زدم که کسی جلو در پارک نکنه … !

نصف شبی اینترنتم قطع شد … زنگ زدم پشتیبانی
میگم سلام، پشتیبانی شاتل ؟
پَ نه پَ پشتیبانی نیروهای مسلحه ، آدرس بده برات نیروی کمکی بفرستم …

شب جمعه داشتم خرما خیرات میکردم … یاروخورده میگه فاتحه بخونم؟
پَ نه پَ الهه ناز بخون

رفتم چشم پزشک
میگه واسه سرخی چشمتون اومدین ؟
پـَـــ نَ پـَــــ سرخیش عادیه وسطش سیاه شده

 

مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس … !
میگه بکشمش؟؟
پَ نه پَ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش

 

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بيارم …
مربيه ميگه بچه رو ميبريدش؟
پَ نه پَ همينجا ميخورمش

 

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟
پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دسته ها : سرگرمی

دیدگاه ها خاموش هستند.

آخرین آموزشهای آشپزی

تازه ترین نوشته ها

زمان دقیق شرف الشمس...

درتاریخ : سپتامبر - 12 - 2017

دیدگاه‌ها برای زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟ بسته هستند

ویژگی های بک لینک...

درتاریخ : سپتامبر - 6 - 2017

دیدگاه‌ها برای ویژگی های بک لینک جهت افزایش رتبه سایت بسته هستند

لیپوماتیک

درتاریخ : سپتامبر - 6 - 2017

دیدگاه‌ها برای لیپوماتیک بسته هستند

تاریخچه تغییر سرمربی در...

درتاریخ : سپتامبر - 5 - 2017

دیدگاه‌ها برای تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران بسته هستند